• آخرین
  • روند
  • همه
  • بهداشت کودکان
  • سلامت
  • تغذیه
  • آشپزی
  • موفقیت
  • هنر در خانه
کتاب گناه عاشقانه

کتاب گناه عاشقانه

25 دی 1400
سفرنامه بی قرار کربلا نوشته فاطمه زارعشاهی ‏رونمایی شد

رونمایی از سفرنامه بی قرار کربلا؛ روایتی صمیمی از نخستین زیارت و تلاش برای انتقال حال‌وهوای ‏معنوی‎

19 آذر 1404
برگزاری رویداد «رویش کوثر» در میبد

رویداد «رویش کوثر» در میبد برگزار شد

19 آذر 1404
بازدید از مرکز آموزشی توانبخشی رویای زیبا

تجلیل از کادر مدیریت و مربیان مرکز آموزشی توانبخشی رویای زیبا ‏

18 آذر 1404
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان یزد ‏

چهارمین المپیاد ورزش کارگری یزد؛ الگویی ملی از دل واحدهای تولیدی

18 آذر 1404
گشایش نمایشگاه «از همت تا اثر» ‏در خانه تاریخی آقا فتح الله

‏«از همت تا اثر»؛ روایت توانمندی بانوان میبد در مسیر خوداشتغالی

17 آذر 1404
گرامیداشت روز دانشجو‎ ‎در دانشکده علوم قرآنی بفروئیه میبد

گرامیداشت روز دانشجو‎ ‎در بفروئیه میبد

17 آذر 1404
اختتامیه اولین جشنواره فرهنگی‌ ـ هنری «میبد؛ شهر خورشید» ‏

اختتامیه اولین جشنواره فرهنگی‌ ـ هنری «میبد؛ شهر خورشید» برگزار شد

15 آذر 1404
بازدید از نانوایی‌های و سوپر مارکت های بخش بفروئیه

قدردانی از نانوایان با انصاف بخش بفروئیه میبد

5 آذر 1404
داستان «فقط آن دختر یمنی»

معرفی کتاب/ فقط آن دختر یمنی ‏

5 آذر 1404
میزبانی دانش آموزان دبستان مهر و خرد ایران زمین از شهید گمنام

میزبانی دانش آموزان مدرسه مهر ایران زمین از شهید گمنام ‏

3 آذر 1404
میزبانی از شهید گمنام در بیت العباس بشنیغان میبد

میزبانی بانوان از شهید گمنام در بیت العباس محله بشنیغان میبد

3 آذر 1404
حضور شهید گمنام در رادیو میبد

رادیو میبد با حضور شهید گمنام معطر شد

1 آذر 1404
  • در باره ما
  • ارتباط با ما
  • پیوندها
  • ارسال مطلب
  • تصاویر
  • فیلم
  • پذیرش آگهی
پنج‌شنبه 20 آذر 1404
پایگاه خبری بام میبد
  • خانه
  • اخبار روز
    • اجتماعی
    • اقتصادی
    • فرهنگی
    • سیاسی
    • علمی
    • ورزشی
    • بانوان
    • حوادث
    • استان‌ها
    • مصاحبه
  • سلامت
    • بیماریها
    • دانستنی های سلامت
    • بهداشت کودکان
  • فرهنگ و هنر
    • تئاتر
    • سینما
    • تلویزیون
    • ادبیات
      • شعر
      • دلنوشته و نثر های ادبی
      • داستان
        • داستان های خواندنی
  • علم و تکنولوژی
    • اینترنت
    • موبایل
    • گیاهان
    • دانستنی ها
  • گردشگری
  • شهروندان
  • گزارش‌های خبری
  • یادداشت ها و مقالات
  • گفت و گو
  • بازار
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
پایگاه خبری بام میبد
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • خانه
  • اخبار روز
  • سلامت
  • فرهنگ و هنر
  • علم و تکنولوژی
  • گردشگری
  • شهروندان
  • گزارش‌های خبری
  • یادداشت ها و مقالات
  • گفت و گو
  • بازار
خانه فرهنگ و هنر معرفی کتاب

کتاب گناه عاشقانه

توسط مرضیه امامی میبدی
1400-10-25 03:58:39
در معرفی کتاب
A A
کتاب گناه عاشقانه
0
اشتراک گذاری
Share on FacebookShare on Twitter

کتاب گناه عاشقانه نوشته ملیحه رسولی و روایت عاشقانه‌ یک دختر مسلمان با پسری زرتشتی و موانع ازدواج آنها است.

این کتاب چالش برانگیز روایت عاشقانه‌ی یک دختر مسلمان با پسری زرتشتی و موانع ازدواجشان است ،روایتی از اعتقادات سخت گیرانه که در اسلام هم نفی شده است.

 در این کتاب با زندگی مسالمت آمیز زرتشتیان در کنار مسلمانان و با آداب و رسوم و مکان‌های زرتشتیان در استان یزد و اعتقادات و برخی مراسم‌ها آشنا می‌شوید.

مهمترین ویژگی مثبت این کتاب معرفی فرهنگ یزد و میبد و اردکان و برخی میراث فرهنگی این شهر‌هاست که به زیبایی در دل داستان بیان شده است.

از ویژگیهای دیگر کتاب یاد شده استفاده از گویش یزدی برای بعضی شخصیت‌ها است.

کتاب کناه عاشقانه در ۴۹۰ صفحه  و به دوصورت کاغذی و الکترونیک چاپ شده ، نسخه‌ الکترونیک آن در ۲ اپلیکیشن طاقچه و کتابراه قابل تهیه می‌باشد .

بخشی از رمان کناه عاشقانه:

رویای بازگشت

 تهران ۱۳۸۲

 آن‌قدر عمیق ریه‌هایش را از هوای وطن پر کرد که انگار هیچ‌گاه این هوا را نفس نکشیده بود. با خوشحالی و تعجب اطراف را نگاه می‌کرد، همه‌چیز برایش تازگی داشت. گویا از دنیای دیگری آمده بود و حالا کشورش با این‌همه تغییرات برایش غریب بود.

پس از سال‌ها به ایران برگشته بود و هیچ‌چیز کشورش به اسفند ۵۷ که ایران را ترک کرده بود شبیه نبود.

فرزام دردانه پسرش برای تحویل گرفتن چمدان‌هایش رفته بود و او چشمان درشت و میشی‌رنگش را به این‌همه تغییرات در ظاهر مردم دوخته بود، تن خسته‌اش را به اولین صندلی خالی که نزدیکش بود رساند و کنار پیرمردی شیک‌پوش و کراوات‌زده نشست.

مرد مشغول خواندن کتابی کوچک و جیبی بود که روی آن نوشته بود مکالمات روزمره‌ی انگلیسی. هنگامی که مرجان داشت کنارش می‌نشست سر بلند کرد و لبخندی زد و نگاهش جذب زیبایی او شد و برای راحتی خانم تازه‌وارد، کمی جابه‌جا شد. با دیدن خانمی که یک شال حریر نازک روی موهای بلند قهوه‌ای‌اش انداخته بود اولین چیزی که به فکرش خطور کرد یک خانم اروپایی بود. دستش را به‌سمت مرجان برد و مؤدبانه گفت: well come to iran

مرجان دست داد و با لبخند دوستانه‌ای جواب داد:

– سلام! آقا من هم ایرانی هستم!

مرد با شیطنت لبخندی زد و بعد از معذرت‌خواهی گفت:

– ولی لباس پوشیدنتون شبیه خانم‌های ایرانی نیست.

مرجان که مدت‌ها بود با هیچ ایرانی هم‌صحبت نشده بود، به‌نظرش مرد خوش‌صحبتی آمد و تصمیم گرفت لحظه‌های کش‌دار انتظار را با گفتگویی دوستانه پر کند.

– من وقتی از ایران رفتم اکثراً خانم‌ها بی‌حجاب بودن به‌خصوص توی تهران! حالا که می‌خواستم برگردم سعی کردم یه‌جور لباس بپوشم که توی فرودگاه بهم گیر ندن. تا برم سر فرصت لباس مناسبی بخرم!

مرد خنده کوتاهی کرد و گفت:

– چه جالب! پس به وطن خوش‌آمدید! البته اینجا یکم ظاهرش خشنه ولی تهران هنوزم زیبایی‌های خاص خودش رو داره. من تاجرمو هروقت می‌خوام برم دبی این‌جور تیپ میزنم.

 مرد ابرو بالا انداخت و ادامه داد:

– و البته تو تهرون یه‌جور دیگه! آدم تو این فرودگاه چیزای عجیب‌وغریبی می‌بینه و می‌شنوه!

مرجان برای تایید سر تکان داد، چون او هم این تضاد را هنگامی که هواپیما به آسمان ایران رسید، به‌وضوح دیده بود. لحظه‌ای که صدای مهماندار ورود به آسمان ایران را اعلام کرده بود و اکثر خانم‌ها با اکراه، مانتو و روسری و شال پوشیدند و ناگهان انگار نمای داخل هواپیما تغییر کرد. با صدای بلندگو که مسافران پرواز دبی را به محل تحویل چمدان فرامی‌خواند، صحبتشان تمام شد و مرد همان‌گونه مؤدبانه خداحافظی کرد و دور شد.

مرجان کیف تقریباً بزرگ مشکی‌اش را روی صندلی، جایی که مرد نشسته بود گذاشت و محو تماشای رفت‌وآمد مردم شد.

او با کمند افکار مشوشش بازی می‌کرد و حالا که تصمیم گرفته بود تابوی وحشتناک دوری را بشکند و بعد از سال‌ها به وطن بازگردد، داشت مثل همیشه خاطرات تلخ و شیرین گذشته را کنکاش می‌کرد. از اولین روز آشناییش با فربد تا آخرین دیدار با خانواده‌اش. از بغضی که در این چند سال فروخورده بود و حسرت‌هایی که رهایش نکرده بودند. از آن‌همه دیوانگی و جرئتش که توانسته بود تمام سنت‌ها و خانواده‌اش را فدای عشق کند و تا مرز ارتداد پیش برود.

با صدای فرزام به خود آمد. او را نگاه کرد و با لکنت خفیفی گفت:

– چی شد پسرم؟ بلیت یزد گیر آوردی؟

فرزام، خوشحال و شاداب کنار مادر نشست و در حالی که بلیت را نشانش می‌داد گفت:

– آره! عمو فیروز رزرو کرده بود. فقط پرواز ساعت یازده و از حالا دو ساعت وقت داریم.

بعد تابی به ابروهای مشکی پرپشتش داد و پرسید:

– می‌خواید با هم یه دور توی فرودگاه و فروشگاه‌ها بزنیم. من سر راه یه فروشگاه دیدم که توش چند تا مانتو بود.

 او نیم‌نگاهی به مرجان کرد و با خجالتی نهفته در ته صدایش گفت:

– فکر کنم بهتره قبل از رفتن به یزد لباس مناسب بپوشید.

مرجان که هنوز دل‌تنگی‌اش کامل تخلیه نشده بود، فرزام را بغل کرد و در حالی که با عشق نگاهش می‌کرد گفت:

– قربونت برم که این‌قدر زود با فرهنگ ایران انس گرفتی.

لبخندی زیبا روی لب‌های فرزام نشست و دندان‌های سفید و مرتبش را نمایان کرد.

– چاره‌ای نیست، حالا که تصمیم گرفتیم اینجا بمونیم مثل آفتاب‌پرست با محیط هم‌رنگ میشم. دیگه پاشید بریم یه مانتو و شال شیک برای مامان جوون و خوشگلم بخرم.

مرجان نگاهی به خود و به چمدان‌های بزرگشان انداخت، خواست بلند شود که چیزی یادش آمد چیزی مهم که می‌خواست قبل از جدایی تحویل فرزام بدهد. دست در کیفش برد و از داخل آن یک دفتر کاهی قدیمی بیرون آورد و در دست‌های فرزام گذاشت و در حالی که دست‌های او را نوازش می‌کرد گفت:

– فرزام! همیشه دوست داشتی بدونی من و بابات چطور آشنا شدیم و چطور تونستم خانوادم رو رها کنم و با پدرت ازدواج کنم.

چشمان فرزام از خوش‌حالی درخشید.

– یه‌چیزایی توی این سال‌ها خودت از ما و از اطرافیان شنیدی و متوجه شدی، من این مدتی که هند تنها بودم بیشتر با وسایل و خاطرات قدیمی خودم رو سرگرم می‌کردم و این دفتر رو وقتی داشتم وسایل توی انباری رو جمع می‌کردم پیدا کردم و تصمیم گرفتم برات بیارمش تا بخونی و ماجرای عشق ما رو کامل بفهمی. شاید با خوندن نوشته‌های این دفتر، ما رو بیشتر درک کنی، چون همیشه از اینکه مجبور بودی خانواده‌ی پدریت رو دیربه‌دیر ببینی و اینکه چرا از ایران رفتیم شاکی بودی.

نگاهش را از کتانی‌های مارک‌دار او تا عینک آفتابی که روی موهایش گذاشته بود بالا آورد و با تردید گفت:

– شاید الآن هم باشی و به روی من نمیاری؟

فرزام دست‌های مادرش را بوسید و گفت:

– ممنون مرجان گلی عزیزم! من هیچ‌وقت از شما شاکی نیستم، چون از زندگی توی هند خیلی هم راضی بودم. شاید وقتی شما خونوادتون رو پیدا کردید دوباره برگردم اون‌جا!

مرجان در حالی که چشمانش مرطوب بود با شنیدن تکیه‌کلام فربد که حالا از دهان پسرش بیرون می‌آمد لبخند شیرینی زد و گفت:

– هرجور راحتی، شایدم به آرزوم نرسیدم و خانوادمو پیدا نکردم، اون‌وقت با هم برمی‌گردیم.

قطره‌ اشکی که گوشه‌ی چشمش بود را پاک کرد و سال‌ها حسرت و دل‌تنگی را پشت لبخندی پاییزی پنهان کرد و برای عوض کردن بحث گفت:

– سخته بخوایم این چمدونا رو جابه‌جا کنیم. بگو کجاست خودم میرم، می‌خرم و می‌پوشم!

مرجان ایستاد و فرزام در حالی که با دست به روبه‌رو اشاره می‌کرد جای فروشگاه را نشانش داد. بعد از رفتن او، فرزام نگاهی به کل دفتر انداخت. نگاهی سرسری به تاریخ‌ها و سبک نوشتن که معلوم بود در سه برهه‌ی زمانی نوشته شده است. نفس بلندی کشید و دفتر را درون کیف سامسونتش گذاشت. مرجان داخل فروشگاه رفت. فروشگاهی کوچک با چند مانتو و شال و روسری و تعدادی کفش و شلوار که آن‌ها را باسلیقه چیدمان کرده بودند؛ طوری که هر مسافر خوش‌سلیقه‌ای را به‌سوی خود فرامی‌خواند. لابد فکرش را کرده بودند که شاید افرادی مثل مرجان نیاز داشته باشند به آن فروشگاه بروند و برای ورود به محیط جدید لباس بخرند.

خیلی زود مانتوی کرم‌رنگ نخی که حاشیه‌ی پایین و لبه‌های سر آستینش ترمه‌دوزی شده بود توجهش را جلب کرد و آن را روی بلوز بلندش که شبیه مانتو بود پوشید. مانتو برای قد بلند او تا زیر زانوهایش می‌رسید. خانم جوان فروشنده سریع یک شال با زمینه‌ی کرم و گل‌های ریز و رنگارنگ رز برایش آورد و با چرب‌زبانی آن را بر سر مرجان کرد. مرجان تکه پارچه‌ای که از پارچه‌ی مخصوص دوخت ساری به‌صورت شال دوخته و بر سر کرده بود را برداشت. با شال جدید احساس کرد سروگردنش خنک شدند.

– چه شال سبک و خنکی!

فروشنده‌ی جوان و ریزنقش با عشوه گفت:

– من فکر کردم خارجی هستید؟

شال هندی و نازک مرجان را در پلاستیکی که اسم و آدرس فروشگاه روی آن بود گذاشت و دودستی پلاستیک را به نشان ادب جلوی مرجان گرفت و گفت:

– این شال نخ خالصه! مخصوص تابستون! مبارکتون باشه!

مرجان لبخندی تحویلش داد و پلاستیک را گرفت و پس از پرداخت پول لباس‌های جدیدش به‌سمت فرزام رفت.

فرزام از دور مادرش را دید و با شوق و تحسین نزدیک شدنش را نظاره کرد.

– واووو! چه‌قدر این لباس بهتون میاد.

مرجان در حالی که می‌نشست گفت:

– دوباره تغییر!

اندکی سکوت کرد. بغض راه گلویش را می‌فشرد. ناگهان حجم سنگین سال‌ها دوری بر پلک‌هایش سنگینی کرد. با افسوس سری تکان داد.

– همه‌چی فرق کرده، وقتی می‌رفتم تازه انقلاب شده بود. نه از ترس خونوادم بلکه از ترس گرفتار شدن رفتیم. پدربزرگت گفت ممکنه به‌خاطر این ازدواج، برامون مشکل پیش بیارن. قبلش مشکلی نبود ولی با قانون جدید که اسلامی بود ممکن بود برامون دردسر بشه.

خیلی به خودش فشار آورد که گریه نکند ولی نتوانست مانع ریزش اشک‌هایش شود. مخصوصاً چهار ماه تنهایی باعث شده بود قلبش رقیق‌تر شود.

– چه‌قدر سخته فقط به‌خاطر عشق آواره بشی!

فرزام دست‌های کشیده و سفید مادرش را در دست گرفت و در حالی که آن‌ها را می‌بوسید گفت:

– قربونت برم مامان!

نویسنده کتاب گناه عاشقانه

ملیحه رسولی متولد ۱۳۵۸ قم و ساکن میبد است و تاکنون سه کتاب با عنوان های «سایه شیطان»، «راز سکوت» و«سمفونی عاشقانه‌ بم» از وی چاپ شده‌است.

گفتنی است مراسم رونمایی کتاب گناه عاشقانه در تاریخ ۲۰ آذر ۱۴۰۰ با حضور مجید بهارستانی شهردار میبد ، اعضای شورای شهر و هادی زارع رییس اداره فرهنگ و ارشاد این شهرستان و نویسندگان در سالن فیروز آموزش و پرورش برگزار شد.

علاقمندان می توانند کتاب رمان گناه عاشقانه را همراه با تخفیف  با مراجعه به کتاب فروشی انتشارات میبد با مدیریت احمد زارع ده آبادی خریداری کنند.

  • رونمایی از کتاب گناه عاشقانه
  • رونمایی از کتاب گناه عاشقانه
  • رونمایی از کتاب گناه عاشقانه
  • رونمایی از کتاب گناه عاشقانه
  • رونمایی از کتاب گناه عاشقانه
برچسب: کتابگناه عاشقانهمراسم رونماییملیحه رسولی
اشتراک گذاریتوییتپین
پست قبلی

مراسم افتتاح دوره آموزشی توانمندسازی مدیریت مدرسه

پست بعدی

کتاب برادر در میبد رونمایی شد

مرضیه امامی میبدی

مرضیه امامی میبدی

مطالبمرتبط

معرفی کتاب / سفرنامه مردم شناختی سیستان و بلوچستان  تألیف محمدسعید جانب اللهی

معرفی کتاب / سفرنامه مردم شناختی سیستان و بلوچستان تألیف محمدسعید جانب اللهی

توسط مرضیه امامی میبدی
25 اردیبهشت 1401
4

سفرنامه مردم شناختی سیستان و بلوچستان تألیف محمدسعید جانب اللهی انتشار یافت . بام میبد _ محمدرضاجانب اللهی فیروزآبادی :...

راز سکوت

راز سکوت

توسط مرضیه امامی میبدی
7 شهریور 1400
0

رمان راز سکوت شامل ۳۰۴ صفحه دومین اثر ملیحه رسولی نویسنده میبدی با موضوعی اجتماعی و عاشقانه در باره دختری...

معرفی کتاب / گل آقا نوشته منوچهر مطیعی

معرفی کتاب / گل آقا نوشته منوچهر مطیعی

توسط مرضیه امامی میبدی
25 اردیبهشت 1401
0

کتاب گل آقا  نوشته منوچهر مطیعی پر فروشترین کتاب هفته در کتابفروشی حسابی شهرستان میبد در هفته گذشته  بود ....

کتاب علمدار کرخه

معرفی کتاب/ علمدار کرخه

توسط مرضیه امامی میبدی
10 آذر 1403
0

علمدار کرخه؛ سرگذشت پاسدار جانباز «غلام عباس قلاوند» اولین جانباز جنگ تحمیلی در جبهه شوش است. این کتاب با قلم...

پست بعدی
مراسم رونمایی کتاب برادر

کتاب برادر در میبد رونمایی شد

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سردی یا گرمی؟

سردی یا گرمی؟

24 اردیبهشت 1401
6 نوع ادویه که بیشترین خاصیت آنتی اکسیدانی را دارند

6 نوع ادویه که بیشترین خاصیت آنتی اکسیدانی را دارند

25 اردیبهشت 1401
۶ دلیل افزایش یا کاهش ناگهانی قند خون را بشناسید

۶ دلیل افزایش یا کاهش ناگهانی قند خون را بشناسید

24 دی 1396
دلایلی که باعث آب نشدن چربی های شکم شما می شود

دلایلی که باعث آب نشدن چربی های شکم شما می شود

24 آذر 1396
سرماخوردگی، خیلی هم بد نیست/ پرهیز از زیاده روی در خوردن میوه های آبکی

سرماخوردگی، خیلی هم بد نیست/ پرهیز از زیاده روی در خوردن میوه های آبکی

29 دی 1396
مشاغل پراسترس عمر را کوتاه می کنند

مشاغل پراسترس عمر را کوتاه می کنند

24 اردیبهشت 1401
همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه ‏ایم نه مأموربه نتیجه
یادداشت ها و مقالات

همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه ‏ایم نه مأموربه نتیجه

توسط مرضیه امامی میبدی
21 اسفند 1401
0

به گزارش پایگاه خبری بام میبد و به نقل از ترشیز خوان؛ فرموده امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۳۶۷/۳/۱۲ است...

جزئیات بیشترDetails
سینما نگار میبد میزبان سی و نهمین جشنواره فیلم فجر

سایه کرونا بر جشنواره فیلم فجر در میبد

21 بهمن 1399
بنر موفقیت دانش آموزان میبدی در کنکور  ۱۴۰۱ را در سطح شهر میبد دیده‌اید؟

بنر موفقیت دانش آموزان میبدی در کنکور ۱۴۰۱ را در سطح شهر میبد دیده‌اید؟

19 آبان 1402

بررسی عوامل موثر بر موانع و چالش های کارآفرینی زنان شاغل در استان مازندران

30 فروردین 1402
دست آوردهای معلولان در مرکز توانبخشی رشد میبد

مراکز توانبخشی معلولان میبدی، پلی برای پیوند خواستن به توانستن

9 بهمن 1400
تبلیغات
هاست اقتصادی
تبلیغات

دسته‌ها

رژ لب های سرطان زا را بشناسید!
آرایش و زیبایی

رژ لب های سرطان زا را بشناسید!

چه رژ لب هایی سرطان زا هستند؟ نکته ای مهم و قابل توجه برای خانم و دخترخانم های در استفاده ...

1 اسفند 1399
یازدهمین قرارهشتم سال ۱۴۰۲ خادمیاران رضوی میبد در مسجد امام شهیدیه
فرهنگی

یازدهمین قرار هشتم سال ۱۴۰۲ خادمیاران رضوی میبد در مسجد امام شهیدیه

کانون عمومی خدمت رضوی شهید علوی میزبان یازدهمین قرار هشتم سال ۱۴۰۲ خادمیاران رضوی میبد در مسجد امام شهیدیه شد.

9 بهمن 1402
بی نظمی را از سر راه تان بردارید
سبک زندگی

بی نظمی را از سر راه تان بردارید

آشفتگی کارها باعث هدر رفتن انرژی و زمان شما خواهد شد بنابراین باید تلاش کنید این عامل مخرب را از ...

24 اردیبهشت 1401
برگزیده های انتخابات به قول و قرارها پایبند باشند / سند 2030 باید با نهایت دقت و طبق سخنان رهبری پیش برود
اخبار روز

برگزیده های انتخابات به قول و قرارها پایبند باشند / سند 2030 باید با نهایت دقت و طبق سخنان رهبری پیش برود

امام جمعه میبد تصریح کردند : محور حرکت آموزش و پرورش ما سند تحول است که راهگشای حرکت ماست و ...

25 اردیبهشت 1401
بارش‌های اخیر بحران آب کشور را حل نمی‌کند
اخبار روز

بارش‌های اخیر بحران آب کشور را حل نمی‌کند

معاون توسعه و پیش‌بینی سازمان هواشناسی:   معاون توسعه و پیش‌بینی سازمان هواشناسی کشور ضمن اشاره به بهبود وضعیت آب‌های ...

9 آذر 1394

نوشته‌های تازه

  • رونمایی از سفرنامه بی قرار کربلا؛ روایتی صمیمی از نخستین زیارت و تلاش برای انتقال حال‌وهوای ‏معنوی‎
  • رویداد «رویش کوثر» در میبد برگزار شد
  • تجلیل از کادر مدیریت و مربیان مرکز آموزشی توانبخشی رویای زیبا ‏
  • چهارمین المپیاد ورزش کارگری یزد؛ الگویی ملی از دل واحدهای تولیدی
  • ‏«از همت تا اثر»؛ روایت توانمندی بانوان میبد در مسیر خوداشتغالی
  • گرامیداشت روز دانشجو‎ ‎در بفروئیه میبد
  • اختتامیه اولین جشنواره فرهنگی‌ ـ هنری «میبد؛ شهر خورشید» برگزار شد

آخرین دیدگاه‌ها

  • اسماعیل در مسابقات ژیمناستیک ویژه المپیاد ورزشی محلات برگزار شد
  • حسینی در 25 میلیارد تومان برآورد هزینه برای اجرای مسیر ندوشن –ورزنه / پائین آمدن هزینه‌های حمل و سوخت با تکمیل پروژه جاده ندوشن – ورزنه
  • سایه در خدمت رسانی مرکز توانبخشی رویای زیبا به افراد مبتلا به اختلال طیف اتیسم
  • اسکندر در جشن اختتامیه ترم تابستان کانون والیبال آریا میبد برگزار شد
  • علی عطایی در پرورش بز سانن در میبد
logo-samandehi

برچسب‌ها

آشپزی آموزش آموزش و پرورش آیت الله اعرافی اداره بهزیستی استاندار یزد استان یزد اشتغال امام جمعه میبد انتخابات بام میبد بانوان بفروئیه بهزیستی تجلیل تغذیه جهاد کشاورزی خانواده خطبه های نماز جمعه دانش آموزان دانشگاه میبد زیلو سایه بونک سرگرمی سلامت سید محسن فلاح شهرداری صنایع دستی فال فال روزانه فرماندار میبد فرهنگسرای میبد مشاغل خانگی مصلی آیت الله اعرافی میبد میراث فرهنگی ندوشن نشست خبری هفته دولت هنر در خانه ورزش پیامک کرونا گردشگری یزد
  • در باره ما
  • ارتباط با ما
  • پیوندها
  • ارسال مطلب
  • تصاویر
  • فیلم
  • پذیرش آگهی

Copyrigتمام حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری بام میبد محفوظ است. نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بام میبد بلامانع است.

بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • خانه
  • اخبار روز
    • اجتماعی
    • اقتصادی
    • فرهنگی
    • سیاسی
    • علمی
    • ورزشی
    • بانوان
    • حوادث
    • استان‌ها
    • مصاحبه
  • سلامت
    • بیماریها
    • دانستنی های سلامت
    • بهداشت کودکان
  • فرهنگ و هنر
    • تئاتر
    • سینما
    • تلویزیون
    • ادبیات
      • شعر
      • دلنوشته و نثر های ادبی
      • داستان
  • علم و تکنولوژی
    • اینترنت
    • موبایل
    • گیاهان
    • دانستنی ها
  • گردشگری
  • شهروندان
  • گزارش‌های خبری
  • یادداشت ها و مقالات
  • گفت و گو
  • بازار

Copyrigتمام حقوق این وب سایت برای پایگاه خبری بام میبد محفوظ است. نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بام میبد بلامانع است.